الشيخ جوادي الآملي

71

عرفان حج (فارسى)

خداوند متعال در قرآن كريم آنجا كه مردان الهى را - كه عالم با عمل هستند - مىستايد ، مىفرمايد : « أمّن هو قانت آناء الليل ساجداً و قائماً يحذر الآخرة و يرجوا رحمة ربه ، قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون » « 1 » مردان الهى كه علم‌هاى آموزنده دارند ، از پايان كار خود هراسانند و به لطف حق اميدوار . از خدا نمىترسند چون خداوند متعال جمال محض است و جمال محض و ارحم الراحمين صِرف ، ترسى ندارد . بلكه آنان از پايان كان خود مىترسند . خداوند متعال محبوب است نه مهروب . مؤمن هميشه بين خوف و رجاء زندگى مىكند و تا زنده است ، در اواسط عمر مىكوشد كه خوفش مقدارى بيشتر باشد و در اواخر عمر سعيش بر اين است كه اميدش بيش از رجاء باشد . در هر صورت ، همواره بين خوف و رجاء بسر مىبرد و اين سرّ در سعى بين صفا و مروه جلوه‌گر است . آن گاه كه روى به جانب صفا دارد سعى مىكند خود را تصفيه نمايد و وقتى به سوى مروه مىرود ، سعى مىكند مروّت و مردانگى به دست آورد ؛ چرا كه مروه يادآور مروّت و مردانگى است و صفا يادآور تصفيه و تهذيب روح ، آرى ، هر يك از اين‌ها سرّى دارد . گر چه در اصلِ اين تردّد ، هاجر - عليهاالسلام - براى به دست آوردن آب ، چند بار از كوه صفا به مروه و از مروه به صفا آمد و سخن از هل من

--> ( 1 ) - زمر : 9